محله قائم

محله

قائم

محله قائم

قائم؛ گران‌ترین محله در کوی سیدی است. این محله تا پیش از الحاق کوی سیدی به مشهد، بخشی از این کوی بود و هویت جداگانه‌ای نداشت، اما بعد از تقسیم‌بندی محلات به‌نام محله قائم شناخته می‌شود. قائم از محلات پیشرو درمحدوده سیدی است و خیابان‌های آن به بازار‌هایی تبدیل شده که جزو پرترددترین معابر منطقه است.

محله قائم
کتابخانه و مرکز اطلاع‌رسانی قائم سال ۸۱ تاسیس شده است. کتابخانه قائم ۷ هزار و ۲۰ نسخه کتاب دارد که از این تعدادهزار و ۷۰۴ نسخه درسی و ۵ هزار و ۲۱۵ نسخه غیر درسی و ۱۰۰ نسخه کتب مربوط به کودکان است.
در خیابان دلدار۶، همسایه‌ها جنس همسایگی‌شان متفاوت با سایر آپارتمان‌هاست. شاید عمر همسایگی‌ها به دو یا سه دهه نرسد، اما آنها تلاش کرده‌اند که مانند گذشته دور هم جمع شوند، از زندگی در محیط آپارتمانی لذت ببرند و با یکدیگر خاطره بسازند.
ریحانه نجیب‌نژاد از سه‌سالگی ژیمناستیک را شروع کرد و بعد از مدتی این رشته را رها کرد. او دوباره ژیمناستیک را از سر گرفته و دو مقام اول استانی و یک مقام اول گروهی در سطح کشور به دست آورده‌است.
سیدهاشم حسینی نزدیک به ۵۰‌سال است که در خیابان قائم‌۱۳ سکونت دارد. آقاسید در این سال‌ها آبادانی محله‌اش را به چشم دیده و حتی در برخی موارد آستین همت بالا زده است. او روزگاری را به‌خاطر دارد که برای عبور‌و‌مرور امن باید باج می‌دادند.
علی یعقوبی امسال در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه فردوسی قبول شده است. او سال۱۳۹۹ در مسابقات حفظ بیست‌جزء قرآن که ازسوی سازمان دادگستری برگزار شد، مقام نخست استان را به دست آورد و حالا حافظ کل قرآن هم هست.
سیدجوادکرمیان می‌گوید: پارکور به معنای جابه‌جایی جسم است که در ایران به شهرنوردی معروف شده و این رشته ورزشی هم‌اکنون زیرنظر فدراسیون آمادگی جسمانی و آیروبیک حرفه‌ای است.
میلاد توان هشت‌سالی هست که والیبال را شروع کرده و مقام‌های رنگارنگی به دست آورده است؛ هم‌زمان با والیبال در تنیس روی میز هم استعداد دارد و مقام‌هایی را به دست آورده است اما او ترجیح داده که والیبال را به‌طور حرفه‌ای دنبال کند.
انتهای بولوار ایمان در گوشه‌ای از بوستانی که هم‌نام بولوار است، خانه کشتی شهید‌کاوه بازگشایی شده است؛ جایی که تا سال‌۱۴۰۰ قرائت‌خانه اهالی سیدی و محله قائم (عج) بود و به خواست مردمی تغییر کاربری داد.
از سنین کم، قاری قرآن در مراسم فامیلی بود، اما هیچ‌گاه خاطره شب میلاد امام‌رضا (ع) را از یاد نمی‌برد؛ شبی که بی‌برنامه و بی‌تمرین، اما با تمام وجود، برای نخستین‌بار در جمعی از بانوان مداحی کرد و مولودی خواند و حالا نزدیک به ۱۰ سال است ادامه دارد.
حلما قلی‌زاده توانسته است مقام نخست شاهنامه‌خوانی را در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ در ناحیه ۲ آموزش‌و‌پرورش به دست بیاورد. می‌گوید: بعد از اجراهایم، دختران و بانوان بسیاری می‌آیند و می‌پرسند که چطور می‌توانند نقالی را شروع کنند.
صفاری در سال‌های برپایی سه‌شنبه‌های مهدوی با چالش‌های بسیاری روبه‌رو شد، و ایستگاه را به کمک بیست‌نفر دیگر اداره کرد. حالا خیلی‌ها، این ایستگاه و سه‌شنبه‌های مهدوی را خوب می‌شناسند و هر هفته منتظر برپا شدن ایستگاه هستند.
اگر گذرتان به بازار جنت افتاده باشد، حتما فرهنگ‌سرای بهشت و بازارچه مشاغل سنتی آن را دیده‌اید، بازارچه‌ای که از مرحله طراحی تا اجرای آن را جواد نژادحسین برعهده داشته است.
معصومه علیزاده زنی است که بار‌ها مرگ را در چشم‌انداز‌های کوهستان دیده، اما ترس هرگز مانع ادامه کارش نشده است. بار‌ها عهد کرده است که اگر لازم باشد برای بار دوم و حتی سوم، دشواری‌های صعود را به جان بخرد.
دختران ژیمناستیک‌کار محله قائم مشهد با نمایش یک کار تیمی خوب در مسابقات کشوری ۲ ماه قبل در تهران توانستند مقام اول فورآل را به‌دست بیاورند.
این نوجوان که در مراسم آموزش‌و‌پرورش، مساجد و حسینیه محله‌شان برنامه اجرا می‌کند، می‌گوید: خیلی برای اجراهایم تمرین می‌کنم تا کارم دل‌نشین باشد.
زهرا عبا‌س‌پور در خانواده‌ای جهادی بزرگ شده است.ساخت مسجد و حسینیه روستا به‌همت پدرش و سایر خیران شکل گرفته است. او هم تاهنگامی‌که در خانه پدر بوده، با دوخت‌و‌دوز رایگان به دیگران خدمت می‌کرده است.
خداوند به عرفان عرفانی‌نیا زندگی دوباره‌ای بخشید. یک سال بعد از آن حادثه، عرفان پا به تشک کشتی گذاشت و تصمیم گرفت در این رشته ورزشی، فعالیت کند.
سیدرضا سجادنیا، ۴۳ سال است که رنج جانبازی را تحمل می‌کند. وقتی روبه‌روی آینه می‌ایستد، به‌جای تصویر خودش، چهره همسرش را می‌بیند که او را با همین شرایط جانبازی انتخاب کرد و سال‌هاست که همدمش شده است.
اسماعیل بهمن‌آبادی ۲۸ سال در جمعیت هلال‌احمر سابقۀ کار دارد. زلزله قائنات در سال‌٧٦، اردوگاه‌های افغانستان در سال‌٧٩، زلزلۀ بم و سیل گِنو در سال‌٨٦ از خاطرات سخت کاری او بوده است.
علی پوررجب می‌گوید: اگر من مسئولیتی داشتم، به رشته‌های مختلف ورزشی به یک اندازه اهمیت می‌دادم. در هر محله معمولا زمین روباز برای فوتبال، والیبال یا بسکتبال هست.